چرا «فقط انجامش بده» یک توصیه‌ی به‌دردنخور است؟

فقط انجامش بده

همه‌جا حرف از چگونگی انجام کارهاست: چطور فلان کار را انجام دهیم یا فلان چیز چطور کار می‌کند؛ ولی کمتر درباره‌ی این که «چه» کار کنیم و «چرا» آن کار را بکنیم حرفی زده می‌شود. شعار نایکی این است: «فقط انجامش بده» (Just Do It)؛ گویا فرض بر این است که دردِ بشریت، تنها نداشتن انگیزه‌ی کافی برای انجام کارهاست و همه می‌دانند که «باید» دقیقاً چه کاری انجام بدهند و این تنبلی است که نمی‌گذارد در یک بعدازظهر ابری، از تخت پیاده شوند و سراغ انجام کارهایشان بروند. آلترناتیو: شاید دلیلش این است که مطمئن نیستیم که این کاری که توی سرمان است، اصلاً ارزش انجام دادنش را دارد یا نه، و یا شاید اصلاً هیچ کاری توی سرمان نیست که بخواهیم به‌خاطرش پتو را کنار بزنیم. اگر یک روز آقای نایکی را از نزدیک ببینم، حتماً ازش می‌پرسم که وقت‌هایی که واقعاً هیچ کاری برای انجام دادن ندارد، چه فکری راجع‌به شعارش می‌کند… البته که او حتماً همیشه سرش خیلی شلوغ است.