چقدر از بدنتون راضی هستید؟

داشتم کتابی درباره‌ی تمایلات جنسی می‌خوندم که در فصلی مربوط به تصویر بدن (Body Image) به این پرسشنامه برخوردم:

چقدر از بدنتون راضی هستید؟
Exploring the Dimensions of Human Sexuality, 6th Edition

به‌نظرم جالب اومد. نتیجه‌گیری‌ای نداره اما هرکس می‌تونه پاسخ‌هاش رو برای خودش ارزیابی کنه. فکر کردم که خیلی جالب‌تر می‌شه اگه میانگین پاسخ‌های دیگران رو هم بدونم. با استفاده از گوگل‌فرم پرسشنامه رو به زبان فارسی با تعدادی افزودنی در مورد جزییات صورت (ابرو، بینی، لب‌ها و پوست صورت) ایجاد کردم و لینکش رو در بیوی پیجم گذاشتم.

در طول چند ساعتی که نظرسنجی رو فعال نگه داشتم ۱۱۵۳ ‌نفر شرکت کردند. از این تعداد ۹۴۴ نفر زن و ۲۰۷ نفر مرد بودند. همچنین در این نظرسنجی گزینه‌ی «سایر موارد» به هنگام انتخاب جنسیت فعال بود که ۲ نفر این گزینه رو انتخاب کردند. به دلیل ناکافی بودن فراوانی این گروه، داده‌های این دو شرکت‌کننده از نتایج حذف شد.

شرکت‌کننده‌ها میزان رضایتشون رو از ۱۴ عضو بدن‌شون با انتخاب یکی از چهار گزینه‌ی موجود (کاملاً‌ ناراضی، تاحدودی ناراضی، تاحدودی راضی و کاملاً راضی) گزارش کردند.

مطابق نتایج به‌دست اومده از این نظرسنجی، در بین زنان، بیشترین میزان رضایت از ظاهر دست‌ها و کمترین میزان رضایت از پوست صورته. در بین مردان، بیشترین میزان رضایت از ظاهر لب‌ها و کمترین میزان رضایت از ظاهر دور کمره. همچنین اکثر زنان (۵۳٪) و اکثر مردان (۵۶٪) از جذابیت کلی بدنشون تا حدودی راضی هستند.

جزییات دسته‌ها به صورت عددی به این صورته:

با کلیک روی عکس می‌تونید جدول رو در سایز بزرگ مشاهده کنید.

هزینه‌ی نقادی

هزینه‌ی نقادی

آزمایش کردند دیدند وقتی کسی به یک قطعه‌ی موسیقی گوش می‌دهد، تغییرات فیزیولوژیک مثل تغییر در تعداد ضربان قلب و تنفس در بدنش به وجود می‌آید؛ اما اگر کسی به طور نقادانه به موسیقی گوش کند، هیچ‌کدام از این تغییرات اتفاق نمی‌افتند.

در یک آزمایش از یک گروه خواسته شد فیلم طنزی را صرفاً تماشا کنند و از یک گروه دیگر خواسته شد همین فیلم را برای ارزیابی کیفیتش تماشا کنند. گروهی که فیلم را با نگاه نقادانه تماشا کرده بودند، در طول فیلم کمتر خندیدند و نمره‌ی پایین‌تری نسبت به گروه اول به فیلم دادند.

آزمایشی در مورد تاثیر نگاه نقادانه در روابط بین‌ فردی سراغ ندارم، اما به‌طور تجربی حدس می‌زنم ارتباط گرفتن با دیگری از زاویه‌ای نقادانه، اولاً واکنش‌های طبیعی فیزیولوژیک را ناممکن کند و دوم، تصویر پرعیب و ایرادتری از طرف مقابل در ذهن بسازد.

آزمایش اول در کتاب «موسیقی و ذهن» نوشته‌ی آنتونی استور آمده و به آزمایش دوم در کتاب Originals: How Non-Conformists Move the World نوشته‌ی آدام گرنت اشاره شده است.

گرافیک از Art Amrit

نویسندگان مشهور ساعت چند از خواب بیدار می‌شوند؟

فهرست به ترتیب ساعت بیدار شدن، از بالزاک (۱ صبح) شروع می‌شود و به بوکوفسکی (۱۲ ظهر) ختم می‌شود.

جوایزی که نویسنده برای خودش کرده، با هاله‌هایی رنگی در اطراف عکسش مشخص شده. کنار اسم آنهایی که قبل از جایزه‌ی نوبل زندگی می‌کرده‌اند یک ستاره خورده (*).

تعداد و ژانر آثار هر نویسنده هم با خط‌چین‌هایی در کنار اسمش آمده.

نویسندگان مشهور ساعت چند از خواب بیدار می‌شوند؟

ماریا پوپوا، نویسنده و بلاگر ۳۳ ساله‌ و ایده‌پرداز این تصویرسازی می‌گوید:

فاکتورهای زیادی در خروجی کار نویسنده تاثیرگذار است، که خواب فقط یکی از آن‌هاست؛ بنابراین نمی‌توان انتظار یک رابطه‌ی علت و معلولی داشت؛ با این حال همبستگی‌های جالبی دیده می‌شود: مثلاً کسانی که دیر بیدار می‌شدند (به استثنای بردبری و تولستوی)، آثار بیشتری تولید کردند اما جوایز کمتری نسبت به آنهایی که زود بیدار می‌شدند، بردند. شاید مهم‌ترین درس این تصویرسازی این است که هیچ روتین مشخصی موفقیت را تضمین نمی‌کند و تنها چیز مهم، «داشتن» یک روتین و نگه داشتن آن است.

ناگفته‌های فروید!

«پیش از آنکه تشخیص دهید دچار افسردگی هستید یا اعتماد به نفس پایینی دارید، اطمینان حاصل کنید که توسط یک مشت عوضی محاصره نشده‌اید — فروید»

این نقل‌قول که به فروید منسوب شده است این روزها دارد در توییتر فارسی دست‌به‌دست می‌شود؛ ولی آیا فروید هرگز همچین حرفی زده؟

ماجرا از این قرار است: ۸ سال پیش کاربری در توییتر این توییت را منتشر کرد:

لینک توییت

این جمله در اینترنت پخش شد و از آنجایی که مردم فتیش سخن بزرگان دارند، به فروید منسوب شد.

کاربری که توییت اصلی را ارسال کرده، بعدها اعلام کرد که این توییت کاملاً ساخته و پرداخته‌ی ذهن خودش بوده و آن را درباره‌ی دوست‌پسر قبلی‌اش نوشته.

برگردیم به ایران. بعد از گذشت ۸ سال از توییت اصلی، حالا کاربری در توییتر، جمله را به فارسی برگردان کرده و به انضمام نام فروید منتشر ساخته.

لینک توییت

هزار و چندی نفر هم لایک زده‌اند و حتماً تا الان سر از کانال‌های تلگرامی درآورده و دارد توی گروه‌های فامیلی دست‌به‌دست می‌شود.

این بود ماجرای فروید و حرفی که هرگز نزده!

دفع سوءظن: هدف این یادداشت، انداختن تقصیر گردن کسی نبود؛ چون در شرایط قاراشمیش فعلی، اصلاً اگر کسی حوصله‌ی چک کردن صحت نقل‌قول‌ها را داشته باشد باید ازش تعجب کرد. هدفم تنها این بود که تخم شک را نسبت به نقل‌قول‌هایی که فله‌ای در اینترنت دست‌به‌دست می‌شود در دل‌ها بکارم؛ که اگر کاشته شد، آبیاری‌اش با شما.

ته و توی قضیه‌ای را که تعریف کردم، سایت Quote Investigator در آورده.

هم‌باشی

در گذشته تصور می‌شد انتخاب شریک زندگی یعنی انتخاب کسی برای ازدواج؛ اما امروزه الگوهای انتخاب شریک زندگی دیگر تنها به ازدواج محدود نمی‌شود. در عصر حاضر، هیچ‌چیز بیشتر از هم‌باشی الگوهای انتخاب شریک زندگی را دست‌خوش تغییر نکرده است.

هم‌باشی (cohabitation) یعنی دو نفر که با هم ازدواج نکرده‌اند، مثل ازدواج‌کرده‌ها با هم زندگی کنند (۱). تعداد زوج‌های هم‌باش در ایالات متحده، از حدود ۵۰۰ هزار در سال ۱۹۶۰ میلادی به ۴.۲ میلیون در سال ۱۹۹۸ رسیده است.

امروزه افراد در همان سنی هم‌باشی را شروع می‌کنند که نسل‌های قبل در آن سن ازدواج می‌کردند. با این حال نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که هم‌باش‌ها با ازدواج‌کرده‌های نسل قدیم، از چندنظر فرق‌ دارند: هم‌باش‌ها از نظر مذهب و سن ناهمگون‌تر و از نظر تحصیلات همگن‌ترند.

هم‌باشی

هم‌باشی اشکال گوناگون دارد و افرادی که هم‌باشی می‌کنند دلایل مختلفی برای انتخابشان دارند. دو متغیر بسیار مهم در تفکیک انواع هم‌باشی وجود دارد: ۱- آیا دو پارتنری که در حال هم‌باشی هستند قصد ازدواج دارند؟ ۲- چه تجربه یا تجارب پیشینی در روابط هم‌باشی دارند؟

جایگزینی برای ازدواج: بیشترین ماندگاری


تحقیقات نشان داده از بین کسانی که هم‌باشی می‌کنند، آنهایی که هم‌باشی را به‌عنوان جایگزینی برای ازدواج انتخاب کرده‌اند، در یک بازه‌ی ۵ تا ۷ ساله بیشتر از سایرین احتمال دارد با پارتنر خود بمانند.

گامی به‌سوی ازدواج: بیشترین احتمال ازدواج


آنهایی که هم‌باشی را به‌عنوان گامی به‌سوی ازدواج درنظر می‌گیرند، ارتباطشان با احتمال بیشتری نسبت به سایرین به ازدواج رسمی منتهی می‌شود.

محک زدن رابطه: بیشترین احتمال جدایی


گروهی که هم‌باشی را به‌عنوان محکی برای ارزیابی رابطه درنظر می‌گیرند و برنامه‌ای هم برای ازدواج ندارند، و همچنین گروهی که هم‌باشی را معادل یک رابطه‌ی دوستانه‌ی جدی می‌دانند، بیشتر از سایرین احتمال دارد از هم جدا شوند.

اگرچه روی‌هم‌رفته هم‌باش‌ها بر اساس چند شاخص، کیفیت رابطه‌ی پایین‌تری نسبت به ازدواج کرده‌ها دارند، گروهی از هم‌باش‌ها که برنامه‌ی ازدواج دارند کیفیت رابطه‌شان مشابه ازدواج کرده‌هاست.

همچنین در تحقیقات نشان داده شده که اثرات منفی روابط هم‌باشی مثل بیشتر بودن احساس بی‌ثباتی رابطه و جدایی پس از ازدواج، در مواردی که پارتنر قبلاً تجربه‌ی هم‌باشی داشته باشد، کمتر و یا کاملاً بی‌اثر می‌شود (۲).

منابع:
(1) Cohabitation Law and Legal Definition
(2) The Cambridge Handbook of Personal Relationships,
p. 122 – 123.

گرافیک اثر Barbara Morrigan.